به گزارش سراج24؛ نشست تخصصی «معماری داستان با هوش مصنوعی» ۶ مردادماه در سرای اهل قلم برگزار و ظرفیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی در داستاننویسی از دو دیدگاه نظری و کاربردی بررسی شد.
سیامک فریدونی - نویسنده و پژوهشگر - در بخش نخست نشست با طرح این پرسش که «نبوغ چیست و آیا هوش مصنوعی میتواند نابغه باشد؟» گفت: نبوغ را میتوان نه توانایی خلق از هیچ، بلکه توانایی تشخیص، انتخاب، ترکیب و بازآفرینی الگوهایی دانست که دیگران قادر به دیدن ارتباط میان آنها نیستند.
وی با اشاره به آثار شکسپیر توضیح داد که آثار بزرگ ادبی در خلأ شکل نمیگیرند، بلکه نتیجه پیوند نویسنده با شبکهای از منابع تاریخی و فرهنگی، روایتهای پیشین، بازیگران و مخاطبان هستند.
فریدونی با بررسی شیوه شکلگیری نمایشنامههایی مانند (تیتوس آندرونیکوس) گفت: شکسپیر از آثاری چون روایتهای اوید و تراژدیهای سنکا بهره میگرفت، اما این منابع را متناسب با پرسشها و مسائل زمانه خود بازآفرینی میکرد. همچنین واکنش بازیگران و تماشاگران در بازنویسی و تکامل آثار او نقش داشت.
به گفته وی، نویسنده در مرکز چنین شبکهای قرار دارد و مسئولیت اصلی او تشخیص این موضوع است که کدام الگو، ایده یا روایت ارزش حفظ و بازآفرینی دارد. بنابراین، خلاقیت بیش از آنکه حاصل تولید چیزی کاملاً بیسابقه باشد، به چگونگی انتخاب و ترکیب آگاهانه الگوها وابسته است.
این پژوهشگر در ادامه، کاربرد اصلی هوش مصنوعی را جایگزین نویسنده ندانست و آن را ابزاری برای اجرای فرایندهای تحلیلی پیچیده و چندمرحلهای معرفی کرد؛ فرایندهایی که انجام همزمان آنها برای یک فرد، زمانبر یا دشوار است.
فریدونی گفت: هوش مصنوعی میتواند بر اساس دستورالعملها و معیارهایی که انسان تعیین میکند، ساختار و ریتم روایت، روند شکلگیری شخصیتها، ناسازگاریهای تاریخی و منطقی، استدلالهای پنهان و کیفیت نهایی متن را بررسی کند. این فناوری همچنین میتواند در قالب یک ارزیابی انتقادی یا «تیم قرمز»، نقاط ضعف و حفرههای یک اثر را آشکار سازد.
این مهندس معماری داده، افزود: مزیت اصلی هوش مصنوعی فقط سرعت نیست، بلکه توانایی اجرای همزمان مجموعهای از قواعد و مراحل تحلیلی، بدون حذف یا فراموشکردن آنهاست؛ با اینحال، طراحی این قواعد، تفسیر نتایج و تصمیم درباره اعمال یا رد پیشنهادها همچنان بر عهده نویسنده است.
فریدونی نداشتن تجربه زیسته، نیت، آگاهی و قضاوت اخلاقی مستقل را مهمترین محدودیت هوش مصنوعی در داستاننویسی دانست.
او با طرح این سوال که اگر شکسپیر چت جی. پی. تی داشت یا کانت پایتون میدانست، کلمه چطور جان میگرفت؟ گفت: هوش مصنوعی میتواند الگوهای مرتبط با مفاهیمی مانند خشونت یا انتقام را شناسایی کند، اما این انسان است که درباره تأثیر این مفاهیم بر روان و زندگی بشر پرسش میکند و به آنها معنا میبخشد.
در بخش دوم نشست، سیامک بویری که به عنوان مدرس در این نشست حضور داشت، اپلیکیشنی خودساخته را برای بررسی و ارزیابی آثار داستانی معرفی کرد. این نرمافزار با هدف پاسخگویی به بخشی از دغدغههای نویسندگان پس از نگارش اثر طراحی شده است؛ از جمله اینکه آیا عناصر داستان بهدرستی به کار رفتهاند، خط روایی از ابتدا تا پایان حفظ شده و تصویر ذهنی نویسنده به مخاطب منتقل شده است یا خیر؟
بویری توضیح داد که در طراحی این اپلیکیشن، داستان به سکانسها و اجزای مختلف تقسیم میشود تا انسجام روایت، مؤلفههای داستانی، ژانر، تداوم خط داستان و صدای نویسنده بررسی شود.
به گفته او، مسئله تنها این نیست که نویسنده چگونه مینویسد؛ بلکه باید مشخص شود آیا مخاطب میتواند آنچه را در ذهن نویسنده شکل گرفته است، از طریق متن درک و تصور کند؟
بویری یکی دیگر از قابلیتهای این پلتفرم را ساخت و شبیهسازی شخصیتها عنوان کرد. این شخصیتها میتوانند بر اساس افراد واقعی، چهرههای تاریخی یا ترکیبی از ویژگیهای چند فرد شکل بگیرند و از زاویهای بیرونی، متن نویسنده را بررسی و درباره آن بازخورد ارائه کنند.
وی افزود: این قابلیت میتواند در شرایطی که نویسنده بهدلیل محدودیت زمانی، هزینه یا دشواری دسترسی امکان گفتوگو با استادان، متخصصان یا افراد موردنظر خود را ندارد، بهعنوان یک ابزار کمکی مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته بویری، کاربرد این پلتفرم تنها به داستاننویسی محدود نیست و میتوان از شخصیتهای شبیهسازیشده برای بررسی واکنشهای احتمالی در گفتوگوها، مذاکرات و موقعیتهای فرضی نیز استفاده کرد. این فرایند در قالب نوعی نقشآفرینی و تعامل با شخصیتهای طراحیشده انجام میشود.



